ازدواج در دیگر ادیان آسمانی چگونه است ؟

در میان تمامی اقوام و ملت ها و مذاهب، ازدواج یک امر پذیرفته شده است. همه هر یک به نوعی ازدواج دارند، همان گونه که پیامبر اسلام (ص) فرمود: "برای هر قومی نکاحی است".[1]
لیکن با توجّه به اختلافات فرهنگی، هر قوم و جامعه ای برای خویش آداب و سنن ویژه ای دارد که در این نوشتار نمی توان یکایک آن ها را متذکر شد. اینک به نحو گذرا به بیان برخی از آداب و سنن در پاره ای از ادیان و مذاهب می پردازیم.
سه دین بزرگ و آسمانی اسلام، مسیحیت و یهود برای ازدواج یک سری دستورهای مشترک و هماهنگ ارائه نموده اند. همه می گویند: ارضای امور جنسی باید از طریق عقد ازدواج و روال قانونی باشد. جملگی پیامبران الهی مردم را به پاکی و پاکدامنی تشویق و هدایت نموده اند.
آنان هم آورنده و تبیین کنندة اعتقادات راستینند و هم مربیان و الگوی اخلاقی و آورندة قوانین متعالی و سازنده. از جملة این قوانین مربوط به ازدواج است.
در دین یهود ازدواج عقدی است که در آن نوعی امر معنوی و الهی نهفته است. ازدواج عقدی است میان دو نفر که بر اساس آن برکت خدا را طلب می کند. این قرارداد به صورت کتبی است که شوهر به همسرش می دهد و "کتوبه" نام دارد.[2]
آنان مراسم ازدواج را در زیر سایبانی و در حضور صدها نفر برگزار می کنند و جشن می گیرند.[3]
یهودیان ازدواج یهودی با غیر یهودی را روا نمی دانند.[4]
در دین یهود نفقة زن بر عهدة مرد است.
سن مناسب ازدواج برای مردان هیجده و برای دختران دوازده و نیم و این را سن بلوغ دختران می دانند.[5]
پدر می تواند دخترش را که زیر سن بلوغ است شوهر دهد، لیکن اگر دختر به این سن رسد و به ازدواج راضی نشد، ازدواج فسخ می گردد و نیازی به طلاق نیست.[6]
مرد می تواند چند زن بگیرد.(برخی گفته اند محدودیت ندارد. برخی هم در چهار زن محدود کرده اند).[7]
در دین یهود طلاق پذیرفته شده و اختیار آن در دست مرد است و نحوة آن هم چنین است که شوهر طلاق نامه را که "گِت" می نامند، به دست زنش می دهد و با تسلیم آن طلاق محقق می شود.[8]
مرد باید ضمن طلاق زوجة خود مهریه ای را که حق او است به وی بپردازد.[9]
گاهی هم نباید مهریه اش را بپردازد، و آن در صورتی است که زن در اجرای قوانین یهود سرپیچی کند،‌ مثلاً: بدون پوشاندن سر خود به میان مردان رود؛ با مردان از روی سبکسری گفتگو کند؛ در حضور شوهر خود به والدینش دشنام دهد؛ در خانه با شوهر خود با صدای بلند در امور زناشویی صحبت کند و همسایگان سخنش را بشنوند. در این امور ازدواج باطل می شود و مرد می تواند بدون پرداخت مهریه از او جدا شود.[10]
دین مسیحیت:
قوانینی که در دین یهود وجود دارد، در دین مسیح هم پذیرفته شده، چون که در عهد جدید آمده است که عیسی(ع) گفت: "من نیامده ام تا شریعتی موسی را از بین ببرم، بلکه آمده تا آن را تکمیل نمایم".[11]
بنابراین می توان گفت که در مجموع قوانین یهودیان در امر ازدواج مورد پذیرش مسیحیان نیز هست، لیکن با اندکی تفاوت، از جمله:
- نزد مسیحیان ازدواج حتماً باید دائمی باشد و قابل انقطاع نیست. آنان طلاق را به رسمیت نمی شناسند و هر فردی حق دارد تنها یک بار ازدواج کند، نه بیش تر.[12]
- نزد مسیحیان ازدواج و تأهّل از ارزش دینی برخوردار نیست، بلکه تأکید آنان بر تجرد است. مسیحیان بر تجرد به مثابه آرمانی والا، به خصوص از آن جهت که عیسی ازدواج نکرده تأکید دارند.[13]
برخی از این احکام در اسلام نیز وجود دارد و برخی مردود است که بررسی یکایک احکام، آداب و مراسم ازدواج به صورت مقایسه ای فرصتی فراتر از نگارش در یک نامه را می طلبد.
امروزه اقلیت های مذهبی،‌ یهودیان و مسیحیان در ایران،‌ همانند مسلمانان برای رسمیّت بخشیدن به ازدواجشان در اماکن مذهبی خویش عقد ازدواج را توسط عالم دینی خویش جاری می کنند و در دفتر ازدواج ثبت می نمایند.
در کشورهای اروپایی و بسیاری از نقاط جهان ثبت ازدواج در دفاتر دلیل بر رسمیت بخشیدن به آن است. در برخی همانند هندوها رسمیت ازدواج، برگزاری مراسم در حضور افراد است و نیازی به ثبت در دفاتر ازدواج ندارند.[14]

`پی نوشت ها :
[1] شیخ حر عاملی،‌وسایل الشیعه، ج 12، ص 222.
[2] اخلاق در شش دین جهان، ورنرمنسکی، ... [و دیگران]، ص 276.
[3] همان، ص 227.
[4] همان.
[5] گنجینه ای از تلود، ص 180.
[6] همان، ص 181.
[7] همان، ص 184.
[8] اخلاق در شش دین جهان، همان، ص 280.
[9] گنجینه ای از تلمود، ص 186.
[10] همان، ص 186.
[11] عهد جدید، انجیل متی، فصل 5،‌آیة 17.
[12] اخلاق در شش دین جهان، همان، ص 345.
[13] همان، ص 344.
[14] همان، ص 67.

ارسال شده در پرسش و پاسخ ها | نسخه قابل چاپ | نظر جدید | ارسال page به دیگری

نیوشا (بررسی نشده) | 20/11/1385

مجددا سلام.
ممنون که پاسخ منو نوشتید و کامنت را نمایش دادید....
اگر نظر شما د رمورد ازدواج همان تعبیر ازدواج نزد مسیحیان است باز هم این برداشت واین تعریف غلط میباشد. چون مسیحیان از مسیحیت جدا نمی باشند مگر اینکه شما مسیحیان را به دو دسته تقسیم کنید: 1 مسیحیان واقعی 2 مسیحیان اسمی
د رکامنت قبلیم انچه که گفته ام ازدواج در نزد مسیحیان واقعی است یعنی کسانی که مسیح را الگوی زندگی خود قرار میدهند واین را درزندگیشان میشود به وضوح دید.
اما مسیحیانی که شما فرمودید از دسته دوم هستند یعنی مسیحیان اسمی یعنی کسانی که در شناسنامه مسیحی هستند اما مسیح را و فلسله امدن و مرگ و رستاخیز او را نمیدانند و در یک کلام مسیح را نمیشناسند ...اگر میخواهید بدانید چه کسی مسیحی است زندگی او را با کتاب مقدس مسیحیان مقایسه کنید اگر مطابقت داشت او را مسیحی بنماید.
در ظمن در لینکتان اگر نگاه کنید میبیند که نوشته اید ازدواج در مسیحیت .
باز هم ممنون که فضای آزادی برای بحث بی غرض مهیا کرده اید.

modir | 21/11/1385

دوست گرامي ، نيوشاي عزيز سلام
از دقت شما در محتواي سايت متشكريم . ما نيز همانند شما قبول داريم كه ازدواج در همه اديان الهي مقدس شمرده شده ، ولي مسيحيتي كه امروز مي بينيم در اين باره نگاهي متفاوت دارد.در مسيحيت كنوني اگرچه ازدواج پديده‌اي مقدس محسوب شده و سرّ عظيم ناميده مي‌شود، اما در برابر آن عزوبت و تجرد و دوري گزيدن از ازدواج امري پسنديده‌تر است. شخص مجرد، با تمام توان به خدمت خداوند مي‌رسد و با كم كردن مشغله‌هاي دنيوي و زندگي، خود را شبيه عيسي (ع) و مريم مقدس (ع) مي‌سازد. (پطرس، 1882م: ص345)
منظور ما نيز از عنوان مسيحيت دقيقا همين مسيحيتي است كه امروزه مي بينيم نه آن دين واقعي كه حضرت عيسي (ع) با خود آورده بود .
اما تعجب مي كنم شما چه افرادي را مسيحي اسمي مي دانيد! آيا شما پولس را مسيحي اسمي مي دانيد ؟؟آيا تمام كشيشاني كه در طول عمر خود ازدواج نمي كنند و آن را وسيله تقرب به خدا و شباهت به عيسي مسيح (ع) مي دانند مسيحي اسمي مي دانيد . اگر اين ها مسيحي اسمي اند ، مسيحي واقعي كيست ؟
به اين گفته پولس توجه كنيد :«اما درباره‌ي آن چه به من نوشته بوديد، مرد را نيكو آن است كه زن را لمس نكند؛ لكن به سبب زنا هر مرد زوجه خود را بدارد، ... به مجردين و بيوه زنان مي‌گويم كه ايشان را نيكو است كه مثل من بمانند، اگر پرهيز ندارند، نكاح كنند؛ زيرا كه نكاح از آتش هوس بهتر است.» (رساله اول پولس به قرنتيان،7/10-1)
ـ «شخص مجرد در امور خداوند مي‌انديشد كه چگونه رضامندي خداوند رابجويد و صاحب زن در امور دنيا مي‌انديشد كه چگونه زن خود را خوش سازد.» (همان:7/32-40)
به بيان ديگر، اصل اساسي آن است كه آدمي رهبانيت پيشه كند (چه مرد و چه زن)؛ ولي از آن‌جا كه اين كار غير ممكن است، ازدواج اجازه داده شده است. از باب جمع بين ارزش بودن رهبانيت و ضرورت حفظ خود از گناه، ازدواج با يك نفر مباح دانسته شد؛ يعني روي‌آوري به ازدواج فقط براي پاسخ به ضرورتي است كه از راه عزوبت نمي‌توان آن را فراهم نمود؛ چه گزينه‌ي اول عزوبت است؛ لذا در بهره‌مندي از ازدواج بايد به قدر ضرورت اكتفا نمود؛ چرا كه ازدواج راه فرار از آتش هوس دانسته شده است، (رك. رساله اول پولس به قرنتيان، 7/10-1)
اميد وارم اين نكته آغازيني باشد تا درباره دين خود بيشتر مطالعه نماييد .
منتظر تماس بعدی شما هستیم.

نیوشا (بررسی نشده) | 28/10/1385

سلام بر شما
توضیحاتتان به نظر کامل میاید . آنچه که د رمورد مراسم ازدواج یهود نوشتید برخیش در کتاب تورات هست و دستور خداوند بوده از جمله ثبت عقد و اگر هم طلاق گرفتند دادن طلاقنامه به زن... اما شرایط سنی و دیگر چیزها در کتاب مقدس نیامده و قوانین مدنی واجتماعی آنجا میباشند .
د رمورد مسیحیت هم درست فرمودید با اینکه عیسی مسیح هیچ کدام از قوانین یهود را نقض نکرد بلکه حتی ریزتر و دقیقتر به آن نگاه کرد و فرمود ...هر مرد را یک زن باید باشد ونگاه به نامحرم حکم زنا دارد .و البته طلاق هم جایز نیست مگر اینکه یکی از دو طرف عمل زنا انجام داده باشند.اتفاقا بر عکس انچه که شما فرمودید ازدواج د رمسیحیت یک امر الهی و روحانی است زیرا خداوند یک راز د رامر ازدواج قرار داده و بطور خلاصه عرض کنم که ازدواج تمرینی است برای یکی شدن چون خداوند زن و مرد را با هم انسان مینامد .و هرگاه این دو توانستند در روح و در محبت و در احترام و وفا و از خود گذشتی با هم یکی شوند انگاه میتوانند اعلام کنند که با خدا نیز یک شده اند...البته این موضوع باید بیشتر توضیح داده شود ولی در اینجا مجالش نیست.پس نتیجه میگیریم که د رمسیحیت ازدواج یک امر خیلی خیلی مهم و الهی است پیوندی است که خدا برای انسان برقرار میکند هیچ کسی هم نباید آنرا از هم جدا کند مگر مسئله زنا....و ازدواج تمرینی است برای یکی شدن با خدا و شهوت و مسائل جنسی هدف نهایی ازدواج نیست.
البته د رمورد مجرد ماندن هم هرگز توصیه به این امر نشده جایی که پاولس میگه اگر میتوانید مجرد بمانید اضافه کرده است که این کار در صورتی ممکن میشود که خداوند عطیه و قدرت تجرد ماندن را هم داده باشد.

modir | 5/11/1385

دوست گرامي ! نيوشا
با تشكر از اظهار نظر شما در متن پاسخ ما « ازدواج در نزد مسيحيان » بود نه در دين مسيحيت . همان گونه كه شما اشاره كرديد در مسيحيت ازدواج امري الاهي است . اما مسيحيان ازدواج را به عنوان يك ارزش ديني نمي دانند .
باز هم اگر نظر خاصي داشتيد براي ما مطرح بفرماييد .